Showing posts with label انصار حزب الله.سید عباس نبوی.علیرضاعرب.شریعت ، اصالت هدایتگرانه ندارد.سروش.منتظری. Show all posts
Showing posts with label انصار حزب الله.سید عباس نبوی.علیرضاعرب.شریعت ، اصالت هدایتگرانه ندارد.سروش.منتظری. Show all posts

Monday, June 24, 2013

عید نیمه شعبان مبارک باد!

می گویند کشف و شهودهای صوفیه برای دیگران
حجت نیست.من نمی دانم وقتی کشف و شهودهای
انسان های وارسته ، برای دیگران حجت نیست یا
مثلا الهی نیست ، پس چگونه مسجد جمکران را
بر اساس خواب یک نفر آدم گمنام که معلوم نیست
دارای چه حالاتی بوده است بنا کرده اند و اینهمه
آدم بیچاره را برای شاد کردن امام زمان به آنجا
می کشند.امام زمان نه در جمکران است ، نه در
جزایر مثلث برمودا و نه هیچ جای دیگر.امام زمان
در قلب ما است.باید در درونمان زیارتش کنیم.
«من عرف نفسه عرف ربه» ، «هر کس که خود را
بشناسد ربش را شناخته است»این یعنی ما با
امام زمان هم ریشه ایم.با او در دل آشنا هستیم.
چرا در بیابان های بی آب و علف به دنبالش هستیم؟
می دانید چرا؟چون کسانی که نه خود را شناخته اند
و نه رب خود را راهنمای مردم شده اند و مردم را به
بیراهه برده اند.
امام زمان آنگونه که متولیان دین عنوان می کنند یک
برگ شناسنامه تاریخی و روایی که اسنادش قابل
مناقشه است نیست.امام زمان «نور» است.نور هم
دیدنی است.نه شنیدنی و خواندنی.باید چشم دل را
گشود و او را دید.مهدی یا غایب نیست و یا اگر واقعا
غایب است برای دوران غیبت خود اولیایی الهی را
در نظر گرفته است تا نبود او را جبران کنند.تنها در این
صورت است که او می تواند صاحب الزمان باشد.صاحب
زمان بودن با غیبت همخوانی ندارد.صاحب هر زمانی
باید در میان مردم آن زمان حضور فیزیکی داشته باشد
و قابل رویت باشد.
این هم هدیه بنده به کسانی که واقعا عاشق یافتن
او هستند بود.
عیدتان مبارک.عیدتان یک عید واقعی باد نه یک عید
تخیلی و تاریخی.

Monday, June 10, 2013

نماز اهل شریعت ، نماز اهل طریقت


در نماز ، آیه «اهدنا الصّراط المستقیم» ،
«ما را به راه راست هدایت فرما» عبارت
بسیار گویایی است که کمتر به عمق آن
توجه شده است.در این آیه شریفه ، طالب
هدایت ، از خدای تعالی می خواهد تا او
را به راه راست هدایت کند.یعنی او در
مقام کسی ایستاده است که راه را پیدا
نکرده است و از خدای تعالی درخواست
می کند تا او را به راه راست هدایت کند.
او هنوز بیرون از صراط است.از خدای خود
نمی خواهد که او را در راه راست حفظ
کند ، یا او را در راه راست رو به جلو به
حرکت در آورد.بلکه تازه در حال درخواست
هدایت به راه راست است.می خواهد تا
تازه صراط را بیابد و در آن قرار گیرد.این نماز
اهل شریعت است که هنوز آمادگی ورود به
صراط مستقیم را پیدا نکرده اند.
اما نماز اهل طریقت نماز قلبی است.نماز
قلبی عبارت از ذاکر شدن قلب است.تا در
شریعت صرف قرار داشت فقط زبانش ذاکر
بود اما قلبش غافل بود.اینک نماز که عبارت
از یادکرد خدا است به درون قلب او راه یافته
و قلب او در تمام لحظات شبانه روز به یاد
خدا است.نماز قالبی را هم که می خواند
با تمرکز بر نماز قلبی و باطنی که همان ذکر
الله است می خواند.به همین جهت دیگر قلبش
پراکنده و اسیر در خیال اغیار و ماسوی الله نیست.
او به صراط راه یافته است و با دو بال فکر و ذکر
الهی مشغول حرکت در صراط و پرواز در عالم معنا
است.اگر او باز هم نماز می خواند به خاطر تشکر
از خدای خویش است.نیازی به آن ندارد.زیرا او
از قالب گذشته و به قلب راه یافته است.درست
به همین جهت است که وقتی عایشه به رسولخدا(ص)
عرض می کند که مگر خدای تعالی بشارت نداده
است که شما را آمرزیده است.پس چرا اینقدر
نماز می خوانید و خود را به زحمت و ریاضت می اندازید؟
حضرت نمی فرماید که به نماز نیاز دارم.می فرماید :
نباید بنده شکرگزاری باشم؟
باز وقتی خدای تعالی در سوره عنکبوت می فرماید :
«انّ الصّلوة تنهی عن الفحشآء و المنکر و لذکر الله
اکبر»(1) با بالاتر دانستن مقام ذکر الهی از مقام نماز
در حقیقت میان نماز اهل شریعت و نماز اهل طریقت
مرزبندی می کند.نماز کسی را که فقط به ظواهری از
نماز بسنده می کند و هنوز وارد صراط و طریقت نشده
است کم ارزش تر از نماز کسی می داند که نمازش
غرق در ذکر الهی اقامه می شود.در حقیقت ، اهل
شریعت که نمازشان با تفرقه قلبی و پراکندگی درونی
خوانده می شود فقط «نماز می خوانند» ، نماز را
مانند متنی ، قرائت می کنند.اما اهل طریقت که به
مصداق «اقم الصّلوة لذکری»(2) نمازشان غرق در ذکر
قلبی به سرانجام می رسد ، نماز را «اقامه می کنند»
اقامه صلوة که قرآن اینقدر بر آن تاکید دارد به معنای
خواندن نماز به مثابه یک متن نیست.به معنای غرق
شدن در ذکر و یاد الهی است به هنگام نماز است که
فقط با تمسک به حبل الله ذکر الهی و قلبی امکان پذیر
است.بنابراین ، اهل شریعت هرگز نمی توانند بنا بر
منویّات قرآن ، نماز را اقامه کنند.زیرا قلبشان از ذکر
قلبی تهی است و با قلبی پراکنده در یاد اغیار نماز
می خوانند.به همین جهت هم هست که مبحث شکّیّات
از مباحث مهم رساله های عملیّه آقایان فقها است.اما
بر خلاف آنان ، اهل طریقت ، چون از شیخ طریقت تلقین
ذکر قلبی یافته اند و قلبشان به این ذکر انس یافته است
به هنگام نماز غرق در یاد الهی و ذکر الهی است و نمازشان
مصداق «اقم الصّلوة لذکری» است.زیرا در تمام طول مدت
نماز به یاد خدا هستند و در تمام طول نماز مشاهدات
و مکاشفات ریز و درست به تناسب مقامی که از آن
بهره مند هستند دارند.حتا اگر این مکاشفات و مشاهدات
بنا به صلاحدید الهی برای ظاهر آنان تجلی ظاهری
نداشته باشد.پس فقط اینان یعنی اهل طریقت هستند
که می توانند نماز را اقامه کنند.یعنی نماز را با یاد او
شروع و بدون پراکندگی ، با یاد او تمام کنند.

****************
1.عنکبوت/45 :«همانا نماز از فحشا و منکرات باز می دارد
در حالی که ذکر الهی بالاتر و بزرگ تر است.»
2.طه/14 :«نماز را برای یاد من بر پا بدار و اقامه کن.»

Friday, May 24, 2013

بدگویی به جای نقد در همایش انصار حزب الله

هو

121


آقای سید عباس نبوی در همایش سراسری

مسئولان و رابطان انصار حزب الله کشور سخنانی

تحت عنوان : «جریان انحرافی ، بر ضد شریعت

نظریه پردازی می کند» ایراد کرده است و ضمن

پرهیز از نام بردن از نام بنده و مقاله : «شریعت ،

اصالت هدایتگرانه ندارد» از بنده که در 5 شماره

در فیس بوک و وبلاگ های بنده منتشر شد ، به

صورت کلی به محکوم کردن بنده و صوفیه پرداخته اند.

نکته ای که در این سخنرانی جلب توجه می کند این

است که وی نیز مانند دیگر مخالفان صوفیه که در

این مدت به بنده و مقالاتم حمله کرده اند هیچگونه

نقدی را متوجه مقاله بنده نکرده و تنها به بدگویی از

صوفیه پرداخته است که صوفیه شریعت را از طریقت

جدا می دانند و .......

کسانی که سلسله مقالات : «شریعت ، اصالت

هدایتگرانه ندارد» از بنده را خوانده اند می دانند که

مدعای مقاله فوق جدایی شریعت از طریقت نیست.

مدعای مقاله فوق این است که شریعت به تنهایی و

بدون تلفیق با طریقت ، اصالتی در صراط مستقیم

هدایت ندارد.بنابراین علما و فقهایی که مدعی تولیت

دین و شریعت محمدی هستند تا قدم در طریقت علوی

نگذارند و به شهود وجه الله ذوالجلال و الاکرام بار نیابند

و ارتباط بی واسطه با خداوند برقرار نکنند و احکام را از

ذات الهی دریافت نکنند ، تولیتشان صحیح نیست و نظرات

و فتاوای آن ها هیچگونه هدایتی را برای مقلدان و پیروان

به ارمغان نمی آورد.

این سخنرانی در شماره 721 نشریه : «یا لثارات الحسین»

در تاریخ یکم خردادماه 1392 منتشر شده است!